امروز هوا به شدت دلپذیر و بهاریه
دوماه شده که از خونه نرفتم بیرون، مغزم خالیه خالیه، دیگه به این فکر نمیکنم تهش چی میشه...
ظهر یه کیک پختم که سوخت احساس شکست کردم و ناراحت شدم( چرا برای چیزای کوچیک غمباد میگیرم)
بادمجون سرخ کردم شام کشک بادمجون بپزم(امیدوارم شب خالم بیاد)
الان دراز کشیدم از پنجره اتاق آسمونو میبینم
حال من یه روز خوب میشه میدونم:))
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل نظری